چشمان سبز او، لبان سرخش را فریاد میزند
صدای بال پروانه ها را شنیده ایی؟
زمستانی سرد که خدا نایاب شده...مصلوبش میکنند
درد را کشیده ای، میکشی...
درد را پرواز میدهی آن هنگام که درمانده شد از هیچ بودن
ذهن مرد،
اما بگو پروانه ها کجا میروند در این هجوم احمقانه فلز؟
صدای بال پروانه ها را شنیده ایی؟
زمستانی سرد که خدا نایاب شده...مصلوبش میکنند
درد را کشیده ای، میکشی...
درد را پرواز میدهی آن هنگام که درمانده شد از هیچ بودن
ذهن مرد،
اما بگو پروانه ها کجا میروند در این هجوم احمقانه فلز؟

