ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

170 - صدای استریویی که تیک داره لعنتی

شیش سال پیش بوده بنده خدا، این شانسو داشتی تا بری بالا یه سری بزنی و بیای پایین

تازگیا خیلی حساس شدی مثه اینکه یادت رفته بیرون برف میوممد و با آب سرد دوش میگرفتی

خواب میبینم که من منتظر ایستادم

خواب معمولی نمیبینم، دستم کبود میشه

یه پرنده آهنی به دستم چسبید

درد داره

پوزه هاشون از تمسخر کش اومده همه اینا رو حس میکنم آخه من یه بار بلیط برنده داشتم

اما شیش سال پیش بود

نیگا ... نیگا کجام؟کجان؟

پاهام به اندازه فیل سنگینه

راه نمیرم فقط میکشونمشون ... خیلی سنگینن

چرا اونا همه میخندن؟شرط معدل دارن که خوشحالن؟آینده مال اوناس

ساعت چهاره ... گرسنمه

همیشه اینجور نبودم

آفتاب برو گمشو میخام تاریک باشه

نورش خوبه ... سایه ها خوبه ... اما ایده هام نازشون زیاده منم دستم خالیه

بفهمین

من دیوونه نیستم اما خوش به حالت رفیق

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

برای راحتی در ارسال نظر از فایرفاکس استفاده کنید