ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

154 - بدرود

در تابستانی که پاره ایی از ذهنم را به تو پیوند داده بود
احساس خفه شد

در میان ساختمان های خسته و تن سوخته و پر التهاب
احساس مرد بعد از روزهای انتظار و شرمندگی، پاییز رسید

پاییز بود که تو رفتی
پاییز بود که کودکی هایم کم شد
پاییز بود
پاییز

آسوده باش، آرام، که دردهایت مردند
آسوده باش مامان بزرگ، آرام ...
که جمعیت رهسپار تو را به یاد خواهد داشت
... و من
آسوده باش
آرام

۷ نظر:

  1. engar ye tike az hesaye in ruzaye man bood....vaghti kenare takhte maman bozorg mishinam....vaghti ke on faghat negaham mikone...bi harf....bedone inke mano yadesh biad...faghat negah mikone...1 sedai bem mige ke mikhad bere.vali nemikham harfasho beshnavam...nemikham bere...raftanesh bazam raftane tekei az mane

    پاسخحذف
  2. oxayesh...chizi shode?ya be yade ye paeiz bood az paeizaye ghadimi?

    پاسخحذف
  3. شاید الآن خوشحاله از اینکه به یادشی . .

    پاسخحذف
  4. مملکته داریم؟ 2

    زمان مَمَّد پیرپَکاجَکی

    گاو و گوسفندها از باس.ن اچبر قنجی تناول می کردند و به یارو می گفتند قاتل، الان از مال دوتا دیگه نوش جان می کنند و بهش میگن امیرکبیر ایران.

    پاسخحذف

برای راحتی در ارسال نظر از فایرفاکس استفاده کنید