۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

93 - عشق حقیقی

تو مستراح عشق ما ، سوسکم قدم نمی زنه
حتا اداره فاضلاب ، یه سر به ما نمی زنه...

با تشکر از کندر

۶ نظر:

  1. تکلیف این عشق معلوم نیست!وقتی می خوایش نیست. وقتی ام که نمی خوایش ولت نمیکنه.اما عشق ومهجوری با هم گره خوردن. غصه نخورخیلی زودتر از اونی که فکرشو کنی اتفاق میآفتد....

    پاسخحذف
  2. بابا گلی به جمالت، بابا شکر کلامت، داشتیم؟ ما بخیل نیتسم ولی قرار نبودا، دست کم لینکی مینکی چینگی می دادی نمونه تو دلمون

    پاسخحذف
  3. چه خوب
    دفعه پیش خواستم کامنت بذارم ، همش یه چرت و پرتایی از طرف جمهوری اسلامی میومد که من قادر به باز کردن این صفحه نیستم بر طبق قانون جرایم اینترنتی. ببینم نکنه تو جرمی مرتکب شدی ؟
    D:

    پاسخحذف
  4. خواهش. اما چرا اتفاق نمی افته؟؟اگه منظورت عشق که اتفاق افتادنش دست کسی نیست که جلوشو بگیره...

    پاسخحذف
  5. سلام ...درود..
    بابا شعر..بابا ادبیات غنی شده...
    عشق بیهوده ترین ومزخرفترین و عادی ترین حادثه دنیاست(البته به نظر من)
    شاد زی.

    پاسخحذف
  6. مزد آن گرفت جان برادر که کرد

    پاسخحذف

برای راحتی در ارسال نظر از فایرفاکس استفاده کنید