۱۳۸۹ تیر ۲۶, شنبه

128 - به دوستم، که دوست بودیم

ای بزرگ دلاور
ای اردلان
ای همای رحمت
ای کوبیده بر آهن، مشت مشت غرور
ای مشتاق تر از پشم بر تن من! ای پشمالو
ای دست تو سرپنجه ی مدرن
وی چپق تو عطر خوش زن
وی دست تو در دست نه من
آآآآآآآآآآی
مرا درباز کنی بیار ... تا نوشابه ات باشم
ای سر
ای مایه
ای چپ کرده برای من و ما
ای مرام های جدید، کشته

ای استاد ... سفرت خوش

۲ نظر:

  1. اي باقلوا...
    خودتو خفه كردي...
    خب يه كلمه بگو سفرت خوش...

    پاسخحذف
  2. جالب بود و خيلي درهم برهم....

    پاسخحذف

برای راحتی در ارسال نظر از فایرفاکس استفاده کنید