۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

19 - دست نویس ها- یک


نه عشقی که در سایه اش بیاسایم
نه آرزویی در کنار تا در آغوش کشم
نه ذهنی تازه و خالی تا از عطر سیب پرش کنم
نه حتی سیبی که عطرش مرا در خوشحالی بمیراند
تنها چشمانی که خوب می بیند و قلبی پر طپش...

۲ نظر:

  1. صلوات یادت رف!

    پاسخحذف
  2. و منقلی بی ژغال و جیبی پر از بی پولی.

    پاسخحذف

برای راحتی در ارسال نظر از فایرفاکس استفاده کنید